همیشه در حسرت یک قطره ماندیم جون به لب شدیم اما قطره ای نریخت هروقت ساقی بود ما نبودیم زمانی هم که پیدایش کردیم و باید مست رخش می شدیم به گوشه چشمی تمام جانمان خواستن شد که هرکس در شهوت فرو رفت برنخواست من نه رندم نه عاشق نه صوفی گمشده ی راهم راه قاف را نشان بده هدهد وجودم در آتش شهوت دارد می سوزد.
نوشته شده توسط امیر در جمعه دوم دی 1390 ساعت 0:6 موضوع | لینک ثابت
انتخاب اسم ایده خودم بودم یادآوری بزرگترین پیمان و امانتی که به ما محول شد که هر لحظه آن امانت را به یاد اوریم شما که آدرسی نگذاشتید برای پیدا کردن جواب این سوال سختی زیادی کشیدم شاید جستجوی حقیقت شاید دینداری شاید ....... ولی سعی می کنم جوابش را پیدا کنم مطمئنم بیشتر از زمان های دیگر مصمم اگر یک کم بیشتر روی روانم مسلط شوم به قول بزرگی مکانیزم جواب هست سنسورهای ما آلوده است
به نظر شما اون امانت چه چیز می تونه باشه
نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت 22:53 موضوع | لینک ثابت
با جمله ای از حضرت منصور حلاج شروع می کنم انسانی عالی مقام که دائما دل در مشاهده داشت ایشان می فرمایند همه عالم اسیر قضا هستند و قضا اسیر شاهد می توان استنباط کرد که اگر بتوانیم شاهد خوبی باشیم می توانیم قضا و قدر را اسیر کنیم اما از مشخصه های شاهد این است که هیچ چیز برای او موضوع نمی شود و در همه حال به یک واحد مینگرد بیشتر میشنود تا سخن بگوید اما قضاوت نمی کند در واقع شاهد از همه ی بندها آزاد است و می تواند به اولین وادی یعنی طلب نزدیک شود
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ساعت 12:6 موضوع | لینک ثابت
شما که اینقدر بی رحمانه حمله کردید و گفتید شما که شعار می دهید از بقیه بدترید و با این سخنان قصد گول زدن بقیه را دارم این را بگویم که بنده هیچ ادعایی ندارم اصول اولیه خودسازی صداقت است من که هنوز نتوانستم وقتی صدای کفش پاشنه بلند خانمی را می شنوم سرم را برنگردانم حتی به ابتدای راه هم نرسیده ام شاید کسی با اراده محکمتری این مطالب را بخواند باعث کمی تغییر در او شود . برای تبدیل حکمت نظری به حکمت عملی نیاز به یک مبدل داریم که روح قدرتمندی است که جسم را به کنترل خود درآورده است . بنده تمام نوشته های شما را خواندم و سعی می کنم بیشتر و بیشتر روی خود کار کنم.
ممنون از نظرت
نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ساعت 10:28 موضوع | لینک ثابت
سخت ترین کار دنیا شنیدن است یعنی شنونده خوب بودن شاید کمی توجه به ترکیب صورت که دارای یک دهان و دو گوش هستیم این را بگوید که ما بیش از صحبت نیازمند شنیدن هستیم بدون آنکه جوابی در ذهن برای گوینده آماده کنیم تنها بشنویم و قضاوت نکنیم اصولا هر چیزی را که دوست داریم می شنویم در محل هایی که دوست داریم حاضر می شویم پس برای قدم اول باید تمرین شنیدن کنیم و سکوت یک سکوت سرشار از لبریز خوب به این نوع سکوت توجه کنید سرشار از لبریز است . شنیدن و سکوت از اولین تمرین های شاهد است در پست بعدی کمی در رابطه با شاهد می نویسم.
قسمتی از جلسات استاد بهشتی پور
نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ساعت 9:45 موضوع | لینک ثابت
از جمله سوالاتی که عارف بزرگ امیر حسینی در باب معنی از شیخ محمود شبستری پرسیدند این بود که در چه چیز بیندیشیم ایشان گفتند در مواهب الهی و نعمت ها اما اندیشیدن در ذات حق باطل است نه بدان خاطر که فکر ما کوتاه و موضوع فکرت بلند چون وحی کرد من از رگ گردن به شما نزدیکترم هر چه در او اندیشیم دور تر می شویم زیرا اندیشه کردن یافتن واسطه است .
استاد نازنین الهی قمشه ای
میان ما بجز این پیراهن(نفس آدمی) نخواهد بود وگر حجاب شود تا دامنش بدرم
حضرت نظامی
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه هفتم تیر 1390 ساعت 9:52 موضوع | لینک ثابت
گاهی فکر میکنم عدالت چیه چه شکلیه کجاست ولی انگار عدالت با او رفت چه اسراری در دل داشت که مردم تحمل شنیدن آن را نداشتند. حافظان قرآن را در نهروان گردن زد ولی با عیاشان و فاسدان کوفه کاری نداشت می دانست هیچ چیز خطرناک تر از باورهای غلطی که در ذهن عوام حک شده است نیست . عده ای او را خدا می نامند عده ای درباره او فقط به حکیم بسنده می کنند مگر چه چیز باعث می شود که انسان با خالقش اشتباهی گرفته شود عظمتش یا اعمالش یا هر دو دوستی می گفت علی را طمع شهوت نکشت عظمتش او را کشت اینقدر عظمت داشت که هیچ فعلی یا کسی به چشم نمی آمد کاشکی روح من هم اینقدر بزرگ بود که او را با خالقش اشتباه می گرفت عجب اشتباه مقدسی.
قسمت هایی از نوشته از کتاب هبوط استاد شریعتی است
به بهانه میلاد حضرت
نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 ساعت 10:5 موضوع | لینک ثابت
دریا را دیده ام و عظمت کوهها را و به معنای انها نیز رسیده ام اولی آغوش و دومی اندوههای انباشته شده در تو گلهای خوشبو را بوئیده ام انواع طعم ها را چشیده ام شراب مجازی خورده ام در جنگلهای سبز شب را به صبح رسانده ام با برهنگان نشسته ام بلاترین لذت ها را برده ام ولی حالا با عاشقانت آشنا شدم دریافته ام که تو چیز دیگری
نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه پنجم خرداد 1390 ساعت 10:7 موضوع | لینک ثابت
هنوز صدای تو در گوشم هست که زمزمه می کردی یک روز این تغذیه کردن از مادر این فضای کوچک تمام می شود و تو پای به دنیای انسانها می گذاری آنجا با حقیقت آشنا می شوی و من به حرفهای تو می خندیدم و می گفتم تمام هستی و زندگی در همین فضای بسته است کدام دنیا کدام انسانها. می گفتی روزی از این فضای بسته می روی و آن روز مرا یاد کن و به خاطر داشته باش آنجا هم کمی بیشتر نمی مانی و من باز به حرفهای تو می خندیدم و می گفتم اگر من یک ثانیه تغذیه نکنم می میرم محال است به غیر از این فضای بسته جای دیگری وجود داشته باشد . حالا هم که مدت هاست از شروع اولین زمزمه ها می گذرد و من پای به عالم دیگری گذاشتم و عطر حقیقت را حس کردم هنوز روح نتوانسته بطور کامل جسم را قانع کند.
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 9:58 موضوع | لینک ثابت
مومن مقدس باشیم یا کافر اولی به امید حوریان و باغ های زیبای عالمی دیگر چشمش را بر روی لذات و زیبائیهای این عالم می بندد و دومی برعکس اولی در این عالم به عیش و عشرت می پردازد پس به نظر بنده تفاوتی با هم ندارند . انسان اسطرلاب ( تخته و تاس ) اسرار خداست و اگر با خود آشنا شود راز دو عالم را در می یابد و عکس جمال الهی را در آئینه دل می بیند آنگاه محب و عاشق می شود آنگاه محبوب و معشوق حق می گردد. پس هر چه وظیفه عاشقان باشد معشوق برایشان انجام می دهد . بخش دیگر دین است و فقه که تنها نصیحت است و اصول پس این راهیان طریقت هستند که داروی تلخ نصیحت را به کیمیای محبت شیرین کرده اند .
نماز مست شریعت روا نمی دارد نماز من که پذیرد که روز و شب مستم
حضرت سعدی
چیست توحید خدا افروختن خویش را پیش واحد سوختن
حضرت مولانا
از استاد نازنین دکتر حسین الهی قمشه ای
نوشته شده توسط امیر در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 9:35 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
با عرض سلام خدمت شما خواننده محترم این وبلاگ شامل سخنان , روایات و داستان ها می باشد و امید است خواندن آن باعث گامی کوچک در جهت صحیح شنیدن و پاک دیدن شود
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY